و چه تنهایم من

بي کسي مال من است
رازهايي ست ميان من و ماه
و چه تنهايم من
*********************
ماه گويد که به من راز بگو
راز گفتن فقط از دل خوشي است
دل خوش سيري چند
رازها مال من است ...
رازها مال من است
*********************
... وچه تنهايم من
من از او خواسته ام يک سر صبح
که نبوده ست کسي جز خود من
بنمايد به رخي جلوه گري
و به من روي کند بهر خيال
و شناسمش به يک سازگري
و گشايم آغوش
و به خود گردانم
در همه عمر خيال رخ خود
*********************
... و چه تنهايم من
بي کسي مال من است
رازهايي ست ميان من و ماه
و چه تنهايم من
*********************
... و چه بيهودگي سختي است
انتظار گل سرخ
... و چه سخت است نشستن بيکار
انتظاري در سر
و هماره ماندن
تا طلوع گل سرخ
... و چه سخت است خميدن در راه
و نديدن يک صبح
رخ زيباي گل سرخ بهار
*********************
... و چه تنهايم من
من که صبح به خود باليدم
که ز غم آزادم
و به يک مست نباشد کارم
در طواف دل خود ناليدم
*********************
... و چه تنهايم من
بي کسي مال من است
رازهايي ست ميان من و ماه
و چه تنهايم من
*********************
... وچه تنهايم من
باز خوانم ز دل غمگينم
و چه تنهايم من
از غم دوري او
و که او بر من مست
ننماياند رخي بهر خيال
و شدم تنهاتر و سرودم آواز
و چه تنهایم من .....










به تو فکر می کنم 





